بیست و سه ماه گذشت
گل پسر قشنگم، عسلک طلااییی من، عشق ابدی من، عزیز ترینم، شاهزاده خونم، بلاا ترینم، ناقلای من ، باورت میشه؟ 23 ماه گذشته از اینکه برای اولین بار چشمای قشنگت رو دیدم. عشقم بزرگ شدی ها... برات بگم که آقایی شدی برای خودت، آخه باشخصیت :) دیگه م م نمی خوری و دیروز با اینکه چسب نداشت بی قراری نکردی فقط ادای اینکه شیر خوردی رو در اوردی بعد بوسش کردی و این منو خیلی خوشحال کرد . این یعنی آقا شدنت ، این یعنی کلیییی شما فهمیده ای و من هم عاشقتم. دیشب و بگم برات که اولین شبی بود که تا خود صبح بدون بیدار شدن خوابیدی تا خود صبح. عشقمی عسلم به خدا. این 23 ماهی که گذشت از قشنگترین ماه ها و روزهای عمرم بود ، چون که خداوند مهربون شما رو بهم داده بود. این ...
نویسنده :
موژان
11:39









